شرح و تفسیر نهج البلاغه در فضای مجازی

تا اطلاع ثانوی درس نهج البلاغه تعطیل است.

شرح و تفسیر نهج البلاغه در فضای مجازی

تا اطلاع ثانوی درس نهج البلاغه تعطیل است.

هیچکس به من نگفت ۱۵

 

هیچکس به من نگفت 

  

که می شود به شما هدیه داد و شما را خوشحال کرد ... اگر به من می گفتند که سه بار "قل هو الله احد " ثواب یک ختم قرآن را دارد، من از همان نوجوانی بعد از هر نمازم ،یک ختم قرآن به شما هدیه می کردم تا هر روز عزیزتر از دیروز باشم و یک قدم نزدیکتر از روز قبل.

هدیه من ناقابل بود، ولی احساس شما در مقابل هدیه من ، این قابلیت را داشت که مرا به عزت بندگی و خدمت به شما برساند.

احسان از طرف کریم ترین انسان روی زمین ، زندگی مرا زیر و رو می کرد، اگر از نوجوانی اهل احسان و اهدای هدیه می بودم.

اما حالا هم دیر نشده ، بپذیر از من که وجود ناقابلم ، رکوع و سجده ای به جای آورد و آن را در قالب دسته گلی همراه چند صلوات به وجود نازنینت اهدا کند. کاش گل های زیادی نثار آن وجود می کردم تا در نتیجه احسان ، بوی گل نرگس را استشمام می کردم. 

سر چه باشد که به پای تو گذارم آن را     جان چه قابل که تو از من بپذیری جان را

 

هیچکس به من نگفت ۱۴

 

 

هیچکس به من نگفت 

 

که شناخت شما ، عشق راستین ایجاد می کند و عشق ، اطاعت می آورد و اطاعت ، همان صراط مستقیمی است که دست مرا در دست انبیا ، شهدا ، صالحین و صدیقین می گذارد و اینان همان اهل بیتی هستند که به من بال پریدن می دهند تا کرانه بی نهایت پرواز کنم. اما کدام شناخت؟ شناخت شما ، غیر از دانستن اسم پدر و مادر و سال تولد است که آن ها را در نوجوانی آموختیم ، اما راهی به جایی نبردیم. در مدرسه هم امتحانش را بیست گرفتیم ، ولی اثری در زندگیمان نداشت.

شناخت شما ، شناخت علم و ولایت و احاطه شما بر جهان هستی است، که به وسیله شما بلا از ما دفع می شود و برکت و نزولش، به خاطر شماست که ادامه دارد، که خورشید با این که پشت ابر است گرما می بخشد و نورش همه جا را روشن کرده و باید می دانستم که شناخت امام غایب به این است که بدانی امان اهل زمین است و زمینیان همه وامدار او هستند و اهل آسمان صدقه سر او به حیات ادامه می دهند و زمین را مشاهده می کنند.

چرا کسی مرا در نوجوانی به کلاس آمادگی شناخت تو رهنمون نشد؟ همه چیز را به ما یاد دادند جز این نکته که همه چیز به خاط توست و تو ، امام همه چیزی. 

   

هیچکس به من نگفت ۱۳

 

هیچکس به من نگفت 

 

که باید منتظر شما بود و انتظار شما چه اجر فراوانی دارد مثل شمشیر زدن در سپاه رسول خدا صلی الله علیه و آله و نگفتند که انتظار با نشستن و دست روی دست گذاشتن و آه کشیدن حاصل نمی شود که انتظار حرکت است و پویایی. آنکه در انتظار عزیزی است، سر از پا نمی شناسد. در تلاش و تکاپو است تا اطراف و اطرافیانش را برای آمدن مهمان و خوشایندش آماده سازد.

و نگفتند بدون انتظار ، اعمال ما مورد پذیرش درگاه الهی قرار نمی گیرد و بهترین اعمال ، انتظار است و انتظار عمل است نه حالت. و کاش زودتر می دانستیم که انتظار شما ، شوق یاری و همراهی را در من ایجاد می کند و به من هویت و حیات می بخشد و مرا از پوچی و بی هدفی نجات می دهد. ای کاش در آن دوران ، انتظار را تجربه می کردم تا حالت انتظار ، در تار و پودم تنیده می شد و دوام آن را در این دوران می دیدم و میوه آن را می چیدم.  

 

منتظر من می نشینم شه بیاید یا نیاید    بلکه رخسارش ببینم شه بیاید یا نیاید 

رنج خار از چیدن گــل، گر ببینم یا نبینم     می کنم صبر و تحمل شه بیاید یا نیاید